این مقاله در حال توسعه و تکمیل است اگر می خواهید به ما در توسعه آن کمک کنید تماس بگیرید .


Aerodynamics

به علم بررسی حرکات بدن در جریان هوا گفته می شود. مانند بررسی حرکت بال های پاراگلایدر.

Actual Wing area

به فضای تحت پوشش بال های پاراگلایدر و میانگین وتر  آن گفته می شود

 

Advention fog

این پدیده هنگام رسیدن توده هوای مرطوب به کمک باد به مناطق سردی مانند دریا ها رخ می دهد. این نوع از مه ها را عمداتا می توان در مناطق اقیانوسی و ساحلی یافت.

 

Agl

مخفف عبارت “above ground level” به معنای بالای سطح زمین است.


Airfoil

سطح خمیده ای است که برای ایجاد لیفت هنگام حرکت در داخل جریان هوا طراحی شده است. بالهای هواپیما و همچنین بال پاراگلایدر نوعی از ایرفویل هستند.

 

 

Airspeed

به سرعت یک پاراگلایدر در داخل هوا گفته می شود. در واقع سرعت هوایی آن است.

 

Airspeed indicator

وسیله ای برای اندازه گیری سرعت شما در هوا می باشد.

 

Aircraft Approach

به معنای گرفتن یک فرم U شکل به خود با پرواز در جهت باد، عمود بر آن و سپس مخالف جهت باد به سمت محل فرود است.


Approach figure

شما به کمک انجام حرکت چرخشی شماره 8 قبل و در بالای محل فرود، به محل لندینگ برای فرود می رسید.

 

Altimeter

وسیله ای برای اندازه گیری ارتفاع در بالای یک نقطه از قبل مشخص شده است.


 

Atmospheric pressure

جرم اتمسفر توسط نیروی گرانش به سمت پایین کشیده می شود که این نیرو را با واحد هکتوپاسکال(hPa) و یا واحد قدیمی میلی بارز(mb) اندازه گیری می کنند.

 

 

Attitude angle

به زاویه بین وتر بال پاراگلایدر و خط افق آن گفته می شود که بالای خط افق مثبت بوده و پایین آن منفی در نظرگرفته می شود.

 

Angle of attack

زاویه است که باد موافق با وتر بال های پاراگلایدر و یا همان ایرفویل ایجاد می کند.

 

Anchoring

به راهنمایی های یک مربی در هنگام پرواز با پاراگلایدر گفته می شود.

 

Alpine Launch

به حرکت درآمدن پاراگلایدر در وضعیت رو به جلو در حالتی که خلبان بال هایش را بر پشت خود داشته باشد گفته می شود.

 

 

Angle of descent

زاویه ای است که مسیر پرواز پاراگلایدر را با خط افق می سازد که به آن  flight angle  نیز گفته می شود.


Aspect ratio

نسبت فضای تحت پوشش به وتر و یا حاصل تقسیم سطح پوشش به مساحت کل سطح پاراگلایدر می باشد.

paraglider Aspect ratio

 

Ass Wipe

به فرود آمدن در جهت همسوی باد در حالی که هنوز بر روی صندلی (هارنس پاراگلایدر) خود هستید گفته می شود.

 

Asymmetrical Collapse

به فروپاشی یا تو زدگی نامساوی بال های پاراگلایدر گفته می شود، زمانی که یکی از بال ها پر از هوا بوده و بال دیگر در وضعیت خالی از هوا باشد.

 

 

Average rate

این یک مقدار ثابت بوده و  بیان کننده این است که دمای هوا متناسب با ارتفاع در هر 100 متر 0.65 درجه سانتیگراد کاهش پیدا می کند.

 

 

Bank angle

زاویه ای است که بال های پاراگلایدر با خط افق در حالتی رول گونه ایجاد می کنند.

 

Big Ears

به جمع کردن عمدی گوشه های بال های پاراگلایدر هنگامی که هنوز در حال پرواز هستید گفته می شود.

 

Buys Ballot's Law

اگر شما در نیمکره شمالی پشت به باد بایستید بخش کم فشار باد در قسمت چپ شما خواهد بود درحالی که اگر همین کار را در نمیکره جنوبی انجام دهید، برعکس آن اتفاق خواهد افتاد.

 

Bernoulli's principle

این قانون فیزیک که توسط دانشمندی به نام دنیل برنولی به اثبات رسیده است اعلام می کند که با افزایش سرعت یک سیال(مایعات و یا گاز ها) در حال جا به جایی، فشار داخل آن سیال کاهش پیدا می کند.

 

Brakes

یکی از فرمان های هدایت پاراگلایدر می باشد که به معنای ترمز بوده و باعث به پایین کشیده شدن قسمت لبه انتهایی بال ها می شود.

 

Camel's back

به ظرف آبی می گویند که به همراه یک نی یا لوله برای  استفاده در هنگام پرواز تعبیه شده است.

 

 

Camber

به میزان انحنای سطح بالایی ایرفویل بال پاراگلایدر گفته می شود.

 

 

Canopy

پارچه یا همان پاراگلایدر است که باعث تشکیل ایرفویل و یا بال ها می شود.

 

Cap Cloud

به ابر هایی گفته می شود که در قله های کوه ها به دلیل بالا رفتن و لیفت شدن هوا به بالای آن ها ایجاد می شوند.

 

Carabiners

حلقه هایی هستند که معمولا از فلز و یا آلمینیوم ساخته می شوند.

 

Cat's cradle

فعالیت های رقابتی ای هستند که دارای  تعدادی نقاط دور زدن بوده و خلبان باید در مسیر خود باید از آن ها عبور کند.

 

 

Cells

به سلول ها و  بخش های پر از باد یک چتر که در بین خطوط تعلیق قرار گرفته اند گفته می شود.

 

 

Center of gravity

به نقطه از بال گفته می شود که تمام وزن در آن جا متمرکز شده است.

 

Chord

به فاصله اندازه گیری شده بین لبه ی جلویی بال پاراگلایدر تا قسمت انتهایی آن گفته می شود.

 

 

Cocooned

به حالتی گفته می شود که فرد به صورت کامل در پرواز تحت پوشش چتر پاراگلایدر قرار بگیرد.

 

 

Coordinated turn

به دور زدن در حالتی ثابت و متعادل گفته می شود که باعث حالت سرخوردن و یا توقف حرکت نشود.

 

Convergence

به حالتی گفته می شود که یک توده در حال حرکت از هوا به توده متحرک دیگری برسد.

 

Cravattage

این عبارت از کلمه فرانسوی cravatte گرفته شده و به معنای کروات پاپیونی است و اشاره به وضعیتی دارد که پارچه های نوک بالهای پاراگلایدر  با لاین ها درگیر شوند.

 

Cross-ports

به حفره های داخل دنده های پاراگلایدر (Ribs)گفته می شود که باعث تقسیم مساوی فشار هوا در بین سلول ها می شود.

 

Crosswind

به بادی گفته می شود که در برابر مسیر پرواز پاراگلایدر و یا مسیر یک لانچ نرمال زاویه دارد.

 

 

Cross-country

به پرواز کردن با پاراگلایدر فراتر از محل فرود به کمک لیفت های ایجاد شده در طول مسیر پرواز گفته می شود.

 

Deep stall 

به وضعیتی اضطراری گفته می شود که یک پاراگلایدر با سرعت رو به جلوی بسیار کم و یا حتی صفر در حال از دست دادن ارتفاع است.

 

Dew point

نشان دهنده دمایی است که هوای اتمسفر با خنک شدن اشباع می شود.

 

Downwind

به پرواز پاراگلایدر در جهت همسوی باد گفته می شود. (بادی که از پشت بر شما می وزد)

 

Drag

میزان از دست رفتن انرژی بر اثر نیروی اصطحکاک بین سطح و هوا را درگ می نامند.


 

Dry adiabatic lapse rate

یک ثابت است که به ما میزان خنک شدن  توده های بالارونده هوا را نشان می دهد که این مقدار یک درجه سانتیگراد در هر 100 متر ارتفاع است.(5.5 درجه فارنهایت به ازای 1000 فیت)

 

Dust devils

این پدیده بر اثر چرخش های محکم حاصل از هوای چرخنده ایجاد شده و باعث میشود تا  زمانی که لایه های هوای حرارتی (thermal) به صورت ناگهانی در حال بالا رفتن  هستند، هوا با یک چرخش کوچک در زیر آن با فشار دمیده شود.


 

Dynamic stall

توقف حرکتی که با کشیدن مداوم ترمز ها به وجود آمده و باعث می شود تا خلبان رو به سمت جلو تاب خورده و این وضعیت را بدتر کند.

 

 

End cell closure

به مشکلی هنگام باد شدن گفته می شود که قسمت انتهایی چتر پاراگلایدر به صورت صحیح باز نمی شود.

 

 

Foehn wind 

بادی گرم و خشک است که در بخش دور از باد تپه ها  و یا کوهستان ها وجود دارد و در این محل بالای توده های هوا می تواند باعث ایجاد بارش شود.

 

 

Flare

به پروسه تبدیل سرعت رو به جلو به لیفت هنگام فرود پاراگلایدر گفته می شود.

 

Flight check 

به بررسی لاین های درگیر و گره خورده و همچنین سلول های انتهایی بسته شده گفته می شود.

 

 

Flight angle

به زاویه بین خط افق و مسیر پرواز گفته می شود.

 

Front

مرزی است در علم هواشناسی که باعث تفکیک هوای سرد از گرم می شود.

 

Geostrophic Wind 

بادی است که بر اثر نیروی اصطکاک بر روی زمین ایجاد می شود.

 

 

Glide angle

زاویه بین حرکت پاراگلایدر و خط افق را می گویند.

 

Gliding

پروازی که از نقطه ای بالاتر شروع به در ادامه به نقاط پایین تر می رسد.

 

Glide path

مسیر حرکت یک پاراگلایدر است.

 

Glider

به یک وسیله نقلیه هوایی گفته می شود که فقط با کمک نیروی جاذبه پرواز می کند.

 

Glide Ratio

به مسافت افقی طی شده توسط پاراگلایدر متناسب با مقدار افت عمودی گفته می شود.

 

Gores

به پنل های جدا شده چتر ها گفته می شود که مانند سلول ها در چتر پاراگلایدر می باشند.

 

 

GPS

مخفف عبارت سیستم موقعیت یابی جهانی است که توسط ماهواره ها انجام می شود.

 

Grabbing

تکنیکی  برای تصحیح تغییرات به وجود آمده در هنگام گراند ترک بر اثر باد های وارد شونده به پاراگلایدر است.

 

 

Gradient Wind

هنگامی که باد های ژئوستروفیک  در یک مسیر منحنی و خمیده در حال حرکت به سمت هسته پایینی هستند به مقابله با یک یک نیروی مرکز گریز پرداخته که همین باعث کاهش یافتن یا ملایمت آن ها می شود.

 

 

Ground speed

به سرعت یک پاراگلایدر در بالای زمین گفته می شود که در صورت وجود هرگونه باد با سرعت هوا یا airspeed متفاوت خواهد بود.

 

Ground gripper

افراد غیر خلبان

 

Gross weight

به وزن کلی پاراگلایدر و تجهیزات آن به همراه خلبان گفته می شود.

 

 

Gumby

به حالتی گفته می شود که خلبان پاراگلایدر موفق به قرارگیری در صندلی خود نشود.

 

 

Harness

یک صندلی یا سیستم تعلیق است که از خلبان پشتیبانی کرده و او را به پاراگلایدر متصل می کند. به صندلی پاراگلایدر هارنس می گویند.

 


 

Heading

جهتی است که نوک پاراگلایدر به آن اشاره می کند (این با جهت حقیقی پرواز در برابر باد های وارد شونده متفاوت است).

 

Headwind

به بادی گفته می شود که در مخالف جهت حرکت ما و از روبرو وارد می شود.

 

Hook In Weight

به مجموع وزن خلبان به همراه تمام تجهیزات خود و همچنین وزن خود پاراگلایدر گفته می شود.

 

Hook Knife

یک چاقوی خاص است که در مواقع اضطراری از آن برای بریدن پاراگلایدر و یا لاین های آن استفاده می شود.


 

Horseshoe stall

مانوری است که در آن بخش داخلی مرکزی لاین های A در هر طرف گرفته می شوند تا زمانی که چتر به حالت نعل اسب تغییر شکل دهد.



Isobars

خط های منحنی بر روی نقشه های آب و هوایی هستند که نقاطی با اتمسفر یکسان را بهم متصل می کنند.

 

 

Kiting

در اکثر موارد از آن به عنوان گراند کنترل استفاده می شود.

 

Laminar Air

هوای صاف و غیر آشتفته را می گویند.

 

 

Landing Gear 

پاهای شما

 

Leading edge 

به اکثر بخش های جلویی بال پاراگلایدر و میله های فلزی تشکیل دهنده این قسمت جلویی گفته می شود.

 

 

Lift 

به هوای بالارونده ای گفته می شود که خلبان پاراگلایدر از آن برای اوج گرفتن در آسمان استفاده می کنند.

 

Lift to drag ratio (l/d)

به نسبت نیروی های لیفت به نیروی  های درگ گفته می شود.(حاصل تقسیم نیروی لیفت به درگ)


Log book 

کتابی است که برای نگه داری آمار و اطلاعات پرواز ها و افتخارات کسب شده استفاده می شود.

 

Lines

بند هایی هستند که چتر پاراگلایدر را به محل نشستن شما (هارنس) متصل می کند.

 

Maximum glide ratio

بهترین glide ratio ممکن برای یک پاراگلایدر در حال پرواز را می گویند.

 

Micrometeorology

یکی از رشته های هواشناسی است که با الگو های هوایی در مقیاس کوچک سر و کار دارد.

 

Minimum sink rate

پایین ترین سرعت از دست دادن ارتفاع ممکن توسط یک خلبان و پاراگلایدر او

 

Min sink speed

معمولا به کمک استفاده از چند ترمز ایجاد می شود.

 

Milking the Lines

باز کردن گره های لاین های پاراگلایدر هنگامی که بر روی زمین است.

 

 

Msl 

مخفف عبارت mean sea level که به نشان دهنده ارتفاع شما بر روی سطح دریاست.

 

NOTAM

کوتاه شده ی notice to airman و به معنای هشدار به فرد پرنده بوده و حاوی اطلاعات مهمی  در ارتباط با ایجاد یا تغییر شرایط در استفاده از هرگونه امکانات، خدمات، روش و یا خطرات هوانوردی است و همچنین شامل  اطلاعات مهم لحظه ای که برای تیم پروازی و مربی های نظارت کننده بسیار دارای اهمیت بوده نیز می باشد.

 

Orographic lift 

یک جریان هوای تاکیدی است که بر اثر باد های غالب زمانی که مجبور به طی کردن حد فاصل کوه تا قله هستند، ایجاد می شود.

 

 

Parablend

به پیچیدن بال ها و یا لاین ها به دور پروانه یا ملخ پاراموتور گفته می شود.

 

 

Wing stall or Deep stall

این وضعیت همیشه به صورت تصادفی بر خلبان پاراگلایدر تحمیل می شود و با b line stall که یک stall قابل کنترل است متفاوت می باشد.

 

 

Parking or Parapark

زمانی است که سرعت باد با سرعت هوایی پاراگلایدر یا airspeed او برابر شود.

 

Pitch

چرخشی در حول محور جانبی می باشد که این محور از یک سمت به سمت دیگری از حالت بینی بالا تا بینی پایین کشیده شده است.

 

 

PG

مخفف کلمه ی پاراگلایدر می باشد.

 

Porosity

نفوذ پذیری ، یکی از آیتم های  تست پارچه پاراگلایدر  تست نفوذ پذیری است که بر اساس مسزان عبور جریان هوا از پارچه اندازگیری می شود

 

Polar curve

یک گراف و یا نمودار است که نرخ کاهش ارتفاع و سرعت پرواز را در پرواز های مختلف در خود ثبت می کند.

 

Preflight check

یک بازرسی کلی از کل سیستم پروازی پاراگلایدر قبل از شروع پرواز با آن را می گویند.

 

Projected area

حاصل ضرب محیط پیش بینی شده در وتر میانگین

 

 

Propeller

در هوانوردی به معنای برهم زدن بال هاست که باعث ایجاد نیروی فشار می شود. در این ورزش به معنای ملخ پاراموتور است.


 

Race to goal

از نقطه شروع تا محل رسیدن (معمولا نقطه فرود در نظر گرفته می شود).

 

 

Radiation fog

این مه ها در شب و بر اثر باد های ملایم هنگامی که هوا توسط زمین خنک می شود ایجاد می گردند و این در حالی است که خود زمین نیز به کمک تابش پرتو ها خنک شده است.

 

Rapid link (quick link)

یک دستگاه حلقه ای کوچک است که برای اتصال رایزر ها به هارنس پاراگلایدر استفاده می شود.

 

Reflex

خم شدن رو به بالای کناره های ایرفویل که از سقوط بال ها جلوگیری می کند.

 

Relative wind

این باد ها هنگام حرکت رو به جلو در هوا توسط بال ها ایجاد می گردند و دارای محوری یکسان اما در خلاف جهت پرواز پاراگلایدر هستند.

 

Relative Humidity

بیان کننده مقدار رطوبت داخل هوا به صورت درصدی از کل رطوبت موجود در هوا در دمای فعلی است.

 

Reverse launching

این کار شامل چرخیدن رو به سمت پاراگلایدر و بالا کشیدن آن ها و سپس چرخیدن دوباره به حالت قبل برای دویدن قبل از تیک آف است.

 

Reserve parachute

چتری است که برای مواقع اضظراری در نظر گرفته شده است.

 

Ribs

پنل های عمودی ای هستند که سلول ها را در پاراگلایدر جدا می کنند.

 

Risers

بند های تعلیقی هستند که هارنس را به چتر پاراگلایدر متصل کرده و زاویه حمله چتر را حفظ می کنند.

رایزر پاراگلایدر

 

Roll

چرخشی حول محور طولی است که این محور به جلو و عقب می رود و بال ها را بالا و یا پایین می کشد.

 

 

Root

مرکز بال پاراگلایدر

 

Rotor

تلاطم و آشفتگی ای که بر اثر هم سو بودن با یک مانع ایجاد می شود.

 

Sea smoke

این پدیده در دریا ها و بر اثر تفاوت دما بین آب دریا و هوای سرد تر ایجاد می شود. وقتی که بخار آب تبخیر می شود به سرعت خنک شده و در هوای سرد اشباع می شود.

 

Saturated air

به هوایی گفته می شود که بیشترین میزان بخار آب ممکن را داشته باشد.

 

Sink

هوای پایین رونده ای است که باعث می شود تا پاراگلایدر با سرعت بیشتری به سمت پایین حرکت کند.

 

 

Slip

به سقوط به داخل مسیر دور زدن به دلیل نبود فشار کافی گفته می شود.

 

 

Sitter

خلبانی است که دویدن لازم برای تیک آف را زودتر متوقف کرده و بر روی هارنس خود می نشیند تا شانس خود را امتحان کند.

 

Soaring

به پرواز بر فراتر از مسیر معمول حرکت یک پاراگلایدر گفته می شود.

 

 

Span

عرض کلی پارا گلایدر از یک نوک تا نوک دیگر.

 

 

Spiral dive
این حرکت شامل دور زدن های 360 درجه متداوم و پشت سر هم است.

 

 

Spin

به چرخشی شدید دور یکی از بال ها گفته می شود.

 

 

Slope landing

فرود در دامنه ها و شیب ها

 

 

Stability of the wing
تمایل یک پاراگلایدر برای بازگشت به پروازی هم سطح

 

 

Stability of the atmosphere
هنگامی است که توده های هوا، خنک تر و یا هم دما با توده های هوای سطوح بالاتر باشند.

 

Stabilizer 

یک بال یا مجموعه ای از سلول ها در انتهای کانوپی پاراگلایدر است که کمک می کند تا آن باز بماند.

 

 

Stall

از دست دادن ناگهانی لیفت و افزایش نیروی کشش به دلیل زاویه بیش از حد حمله.

 

 

Stalling turn

به دور زدنی با ترمز های داخلی بیش از حد گفته می شود که باعث به عقب افتادن بال داخلی و سپس سقوط پاراگلایدر می شود.

 

 

Steering lines

کنترل ها یا خط های ترمزی که برای هدایت پاراگلایدر و یا تغییر سرعت آن استفاده می شوند.

 

 

Surface wind

باد های غالبی هستند که در نزدیکی سطح زمین و دریا بوده و تحت تاثیر نیروی اصطکاک می باشند.

 

 

Tailwind

بادی که از کناره ها یا همسو با مسیر شما می وزد.

 

 

Tandem

به پرواز دو نفره تفریحی یا تجاری با یک پاراگلایدر می گویند.

 

 

 

Tell-tale

یک تکه نخ یا پارچه ای بر روی پاراگلایدر است که جهت باد را هنگام تیک آف پاراگلایدر به ما نشان می دهد.

 

 

Thermal

یک لایه گرم از هوا که از زمین های گرم شده توسط خورشید شروع به بالا رفتن کرده و می توان از آن برای گرفتن ارتفاع هنگام پرواز استفاده کرد. این همچنین یک منبع ایجاد کننده تلاطم های کوچک و ضعیف نیز می باشد.

 

 

Triangle

پرواز در مسیری مثلثی شکل 

 

Triangle - FAI
بسیار شبیه به مورد قبلی است اما نقاط دور زدن باید از قوانین وضع شده توسط FAI تبعیت کند.

 

 

Trimmers

پیکر بندی ای که بر روی رایزر ها برای تغییر زاویه حمله صورت می گیرد.

 

 

Thunderstorm

یک سلول ناهمرفت بزرگ که توانایی ایجاد آب و هوای سخت به صورت باد های بلند، تلاطم و آشفتگی، رعد و برق و تگرگ را دارد.

 

 

Toggles
گیرنده ای دستی یا حلقه ای در انتهای لاین های هدایت و کنترل پاراگلایدر است.

 

 

Tow line

لاینی است که برای اتصال و وینچ کردن پاراگلایدر با ماشین استفاده می شود.

 

 

Top landing

فرود آمدن در سطح صاف بالایی کوهستان یا روی تیک آف را می گویند.

 

 

Top-Bottom

پرواز در هوای متعادل

 

 

Total weight (All Up Weight)

مجموع وزن پاراگلایدر و تمامی تجهیزات او به همراهی پاراگلایدر خود.

 

 

Trailing edge

بخش کناری یا انتهایی بال ها